ورود / ثبتنامریشهی کلمات
کمک
۱. ترجمه: ASSIST → کمک کردن / یاری دادن ۲. واژه: کمک ۳. ریشه: فارسی، واژهای اصیل. ۴. مترادفها: یاری معاونت هماهنگی دستگیری همکاری ۵. متضادها: مانعشدن بیتفاوتی رهاکردن بیکمکی ۶. معانی: یاریرساند…
پارسی
کمک
ریشه
۱. ترجمه:
ASSIST → کمک کردن / یاری دادن
۲. واژه:
کمک
۳. ریشه:
فارسی، واژهای اصیل.
۴. مترادفها:
یاری
معاونت
هماهنگی
دستگیری
همکاری
۵. متضادها:
مانعشدن
بیتفاوتی
رهاکردن
بیکمکی
۶. معانی:
یاریرساندن
کمکمالی، عملی یا فکری
همکاری
۷. مشتقات:
کمکی
کمکرسان
یاری
معاونت
۸. توضیحات:
assist در ورزش هم اصطلاح مهم است (پاس گل).
انگلیسی
ASSIST
مشارکتهای تکمیلیِ کاربران
برای نوشتنِ مشارکت وارد شو. ورود
هنوز مشارکتِ تأییدشدهای نیست. اولین نفر باش!