ورود / ثبتنامسازگار
۱. ترجمه واژه انگلیسی: ADAPT → سازگار شدن / وفق دادن ۲. واژه: سازگار ۳. ریشه واژه: «سازگار» واژهای فارسی است. از «ساز» + پسوند «گار». «ساز» در فارسی به معنای هماهنگی، ترتیب، ساخت و جور بودن آمده است…
سازگار
۱. ترجمه واژه انگلیسی:
ADAPT → سازگار شدن / وفق دادن
۲. واژه:
سازگار
۳. ریشه واژه:
«سازگار» واژهای فارسی است.
از «ساز» + پسوند «گار».
«ساز» در فارسی به معنای هماهنگی، ترتیب، ساخت و جور بودن آمده است.
پسوند «گار» نیز در برخی واژهها حالت صفتساز دارد.
این واژه در فارسی میانه و فارسی نو سابقه دارد.
۴. مترادفها:
هماهنگ
منطبق
همساز
وفقیافته
جور
متناسب
۵. متضادها:
ناسازگار
نامنطبق
ناهماهنگ
متعارض
۶. معانی واژه:
معنی ۱: هماهنگ با شرایط
معنی ۲: قابل انطباق با محیط یا وضعیت
معنی ۳: کسی یا چیزی که با دیگران یا با اوضاع جور است
۷. مشتقات یا واژههای مرتبط در فارسی:
سازگاری
سازگارانه
ناسازگار
ناسازگاری
سازش
سازوار
۸. توضیحات تکمیلی:
برای ADAPT گاهی «سازگار شدن» و گاهی «وفق دادن» مناسبتر است.
مثال:
He adapted to the new environment.
او با محیط جدید سازگار شد.
ADAPT