ورود / ثبت‌نام
ریشه‌ی کلمات

توانا

معنای امروزی دارای توان، قدرت، نیرو یا قابلیت انجام کاری؛ کسی یا چیزی که توانایی انجام امور دشوار را دارد. ریشه شکل امروزی: توانا شکل قدیمی‌تر: توانا / تواناک (در برخی ساخت‌های کهن‌تر) زبان: زبان پار…

پارسی

توانا

ریشه

معنای امروزی

دارای توان، قدرت، نیرو یا قابلیت انجام کاری؛ کسی یا چیزی که توانایی انجام امور دشوار را دارد.

ریشه

شکل امروزی: توانا
شکل قدیمی‌تر: توانا / تواناک (در برخی ساخت‌های کهن‌تر)
زبان: زبان پارسی
ریشهٔ پذیرفته‌شده: از بنِ توان در زبان پارسی، با پسوند صفت‌ساز .

واژهٔ «توان» از ریشه‌های کهن زبان‌های ایرانی است و با مفهوم قدرت، قابلیت و توانایی پیوند دارد. این واژه در خانوادهٔ زبان‌های ایرانی پیشینه‌ای دیرینه دارد.

هم‌ریشه‌های تاریخی احتمالی:

  • اوستایی: صورت‌هایی مرتبط با مفهوم «توانستن» و «قدرت داشتن» در نظر گرفته شده‌اند.

  • پارسی میانه: صورت‌هایی از خانوادهٔ «توان» وجود داشته است.

جزئیات دقیق پیوند آوایی میان همهٔ این صورت‌های باستانی در برخی موارد قطعی نیست، اما پیوند «توان» با خانوادهٔ واژگانی ایرانیِ مربوط به قدرت و قابلیت پذیرفته‌شده است.

مسیر دگرگونی

  • ایرانی باستان: ریشه‌ای مرتبط با مفهوم توانایی و قدرت

  • پارسی میانه: صورت‌های نزدیک به «توان»

  • زبان پارسی نو: توان + اتوانا

دگرگونی معنایی مهم:
معنای اصلی «داشتن قدرت و قابلیت» تقریباً حفظ شده است؛ تنها در کاربردهای ادبی، معنای آن گسترش یافته و به خرد، شایستگی و بزرگی نیز اشاره کرده است.

هم‌معنی‌ها

  • قادر

  • نیرومند

  • قدرتمند

  • تواناگر

  • کارآمد

  • شایسته

متضادها

  • ناتوان

  • عاجز

  • ضعیف

  • درمانده

معناها

۱. توانایی جسمی: دارای نیرو و قدرت بدنی
۲. توانایی ذهنی: دارای دانش، مهارت یا خرد
۳. توانایی اخلاقی: دارای اراده و شایستگی
۴. معنای ادبی: صاحب قدرتی بزرگ و ستودنی

واژه‌های پارسی مرتبط

  • توان

  • توانستن

  • توانایی

  • ناتوان

  • بی‌توان

  • پرتوان

  • کم‌توان

نمونهٔ ادبی

«توانا بود هر که دانا بود»
— بیت شناخته‌شده‌ای که توانایی را با دانش پیوند می‌دهد.

جانِ واژه

«توانا» واژه‌ای است که میان قدرت و امکان پیوند می‌زند؛ تنها به داشتن نیرو اشاره نمی‌کند، بلکه به قابلیت به انجام رساندن یک کار نیز اشاره دارد.

نتیجهٔ نهایی

«توانا» واژه‌ای اصیل در زبان پارسی است که از بنِ «توان» ساخته شده و از گذشته‌های دور مفهوم قدرت، قابلیت و شایستگی را در خود نگه داشته است.

انگلیسی

ABLE

ریشه

نام واژه:
Able

معنی امروز:
قادر، توانمند، دارای توانایی انجام کاری.

ریشه:
واژه able از فرانسوی باستان habile به معنی «ماهر، شایسته، توانا» وارد انگلیسی شده است. این واژه از لاتین habilis آمده که به معنی «قابل اداره کردن، مناسب، آماده برای استفاده» بود و از فعل لاتین habēre به معنی «داشتن» ریشه گرفته است.

مسیر تغییر:
لاتین habēre (داشتن) ← habilis (چیزی که می‌توان آن را به کار گرفت، مناسب) ← فرانسوی باستان habile (ماهر و شایسته) ← انگلیسی able (قادر به انجام دادن).
معنی آن از «مناسب و قابل استفاده» به «دارای توانایی انجام کار» تغییر کرده است.

مترادف‌ها:
capable، capable of، skilled، competent، qualified

متضادها:
unable، incapable، powerless، helpless

معانی واژه:
۱. قادر به انجام کاری: She is able to help.
۲. دارای مهارت یا شایستگی: an able leader
۳. دارای ظرفیت یا امکان: an able solution

مشتقات یا واژه‌های مرتبط در فارسی:
در فارسی هم‌ریشه مستقیم ندارد، اما از نظر معنایی با «توانا»، «قادر»، «توانمند» و «شایسته» نزدیک است.

نمونه در ادبیات:
«The able man finds a way; the unable man finds an excuse.»
(مرد توانا راهی پیدا می‌کند؛ مرد ناتوان بهانه‌ای.)

روح واژه:
اگر «able» یک شخصیت بود، کسی بود که آستین بالا می‌زند و می‌گوید: «می‌توانم انجامش دهم.» نماد قابلیت و آمادگی برای عمل است.

نتیجه نهایی:
Able واژه‌ای است که از مفهوم «داشتن و آماده بودن برای استفاده» به معنای امروزی «توانستن و قادر بودن» رسیده است؛ واژه‌ای درباره امکان تبدیل ظرفیت درونی به عمل.

مشارکت‌های تکمیلیِ کاربران

برای نوشتنِ مشارکت وارد شو.
هنوز مشارکتِ تأییدشده‌ای نیست. اولین نفر باش!