Sign in / up
Word roots

اجازه

۱. ترجمه واژه انگلیسی: ALLOW → اجازه دادن / امکان دادن ۲. واژه: اجازه ۳. ریشه واژه: «اجازه» واژه‌ای عربی است. از ریشه «ج و ز» به معنای گذر کردن یا روا داشتن. در فارسی به معنای رخصت یا موافقت رسمی یا …

Persian

اجازه

Root

۱. ترجمه واژه انگلیسی:
ALLOW → اجازه دادن / امکان دادن

۲. واژه:
اجازه

۳. ریشه واژه:
«اجازه» واژه‌ای عربی است.
از ریشه «ج و ز» به معنای گذر کردن یا روا داشتن.
در فارسی به معنای رخصت یا موافقت رسمی یا غیررسمی است.

۴. مترادف‌ها:
رخصت
اجازت
موافقت
اجازه‌دادن
روا داشتن

۵. متضادها:
ممانعت
منع
جلوگیری
مخالفت
محدود کردن

۶. معانی واژه:
معنی ۱: دادن حق انجام کاری
معنی ۲: موافقت رسمی یا قانونی
معنی ۳: امکان دادن یا فراهم کردن شرایط

۷. مشتقات یا واژه‌های مرتبط در فارسی:
اجازه‌نامه
اجازه‌دادن
مجاز
مجوز
مجازات (از همان ریشه ولی معنای متفاوت)

۸. توضیحات تکمیلی:
در برخی جملات ALLOW بهتر است به «امکان دادن» ترجمه شود:
This system allows users to...
این سیستم به کاربران امکان می‌دهد...

More

ALLOW

Only this language is recorded for this word.

User contributions

Sign in to contribute.
No approved contributions yet. Be the first!