Sign in / up
Word roots

ورزشکار

۱. ترجمه: ATHLETIC → ورزشی / ورزشکارانه ۲. واژه: ورزشکار ۳. ریشه: «ورزش» فارسی + «کار» (انجام‌دهنده). ۴. مترادف‌ها: نیرومند بدنی فعال قوی ۵. متضادها: کم‌تحرک ضعیف بی‌تحرک غیرفعال ۶. معانی: دارای توان…

Persian

ورزشکار

Root

۱. ترجمه:
ATHLETIC → ورزشی / ورزشکارانه

۲. واژه:
ورزشکار

۳. ریشه:
«ورزش» فارسی + «کار» (انجام‌دهنده).

۴. مترادف‌ها:
نیرومند
بدنی
فعال
قوی

۵. متضادها:
کم‌تحرک
ضعیف
بی‌تحرک
غیرفعال

۶. معانی:
دارای توان بدنی بالا
وابسته به ورزش
بدن ورزیده

۷. مشتقات:
ورزش
ورزشکار
ورزشکاری
ورزیده

۸. توضیحات:
athletic هم درباره بدن ورزیده و هم فعالیت ورزشی به کار می‌رود.

English

ATHLETIC

User contributions

Sign in to contribute.
No approved contributions yet. Be the first!