Sign in / upWord roots
سرگرم
۱. ترجمه: AMUSE → سرگرم کردن / خوشحال کردن ۲. واژه: سرگرم ۳. ریشه: فارسی: «سر» + «گرم» به معنای مشغول نگهداشتن ذهن. ۴. مترادفها: مشغول خوشحال مفرّح دلگرم شاد ۵. متضادها: بیحوصله دلزده اندوهگین خس…
Persian
سرگرم
Root
۱. ترجمه:
AMUSE → سرگرم کردن / خوشحال کردن
۲. واژه:
سرگرم
۳. ریشه:
فارسی: «سر» + «گرم» به معنای مشغول نگهداشتن ذهن.
۴. مترادفها:
مشغول
خوشحال
مفرّح
دلگرم
شاد
۵. متضادها:
بیحوصله
دلزده
اندوهگین
خسته
۶. معانی:
درگیر نگهداشتن ذهن
شادکردن
تفریحدادن
۷. مشتقات:
سرگرمی
سرگرمسازی
سرگرمانه
مشغولیت
۸. توضیحات:
amuse بیشتر حالت تفریحی و لذت لحظهای دارد.
English
AMUSE
User contributions
Sign in to contribute. Sign in
No approved contributions yet. Be the first!