دخول / تسجيلجذور الكلمات
پاسخ
۱. ترجمه: ANSWER → پاسخ / جواب ۲. واژه: پاسخ ۳. ریشه: فارسی، از «پس» + «آوخ» (در تحول تاریخی)، مفهوم جوابدادن. ۴. مترادفها: جواب پاسخگویی واکنش پاسخنامه ۵. متضادها: سکوت بیپاسخی بیاعتنایی ۶. مع…
الفارسية
پاسخ
الجذر
۱. ترجمه:
ANSWER → پاسخ / جواب
۲. واژه:
پاسخ
۳. ریشه:
فارسی، از «پس» + «آوخ» (در تحول تاریخی)، مفهوم جوابدادن.
۴. مترادفها:
جواب
پاسخگویی
واکنش
پاسخنامه
۵. متضادها:
سکوت
بیپاسخی
بیاعتنایی
۶. معانی:
جوابدادن
تحویل واکنش
حل یک پرسش
۷. مشتقات:
پاسخگو
پاسخگویی
پاسخنامه
جواب
۸. توضیحات:
در فارسی «پاسخگو بودن» معنای مسئولیتپذیری هم دارد.
الإنجليزية
ANSWER
مساهمات المستخدمين
سجّل الدخول للمساهمة. دخول
لا مساهمات معتمدة بعد. كن الأول!